اولین قسمت سریال «بِرتا؛ داستان یک اسلحه» با فضایی مستندگونه و شروعی پرابهام، نوید یک درام پلیسی پرتنش را میدهد؛ جایی که مرگ یک خانواده، سرنخ پروندهای بزرگتر است.
در خانهای ساکت و پرراز، هیچ چیز تکاندهندهای رخ نمیدهد. اقتباس ایرانی از ریچارد باخ، به جای جسارت، به محافظهکاری پناه برده است.
فیلم تازه سیروس الوند، با همه ظرافت بصریاش، بیش از آنکه از امروز بگوید، پژواکی از دیروز است؛ میان فیلم فارسی و واقعگرایی، جایی که زن هنوز حاشیهنشین و مرد، بیخطاست.
انیمیشن ایرانی «یوز» روایت سفری درونی است؛ سفری از غربت تا شناخت خویشتن. این اثر با نگاهی به هویت، محیطزیست و معنای بازگشت، تجربهای متفاوت از انیمیشنسازی ایرانی ارائه میدهد.
با اجرای نیما شعباننژاد، «شفرونی» مسابقهای است که رقابت در آن شوخی است و خنده، جدیترین بخش ماجرا.
فیلم با ریتمی تند و میزانسنهای دقیق، از همان لحظه نخست مخاطب را غافلگیر میکند و نشان میدهد سینمای جوان هنوز حرف تازهای برای گفتن دارد.
در «شغال»، لباس و گریم نهتنها پوشش شخصیتها، بلکه زبان بصری روایتاند؛ سادگی و دقت در آنها به عمق واقعگرایی سریال میافزاید.
این فیلمنامه با تعلیقهای هوشمندانه و التهاب موقعیت، مخاطب را تا پایان در انتظار نگه میدارد. اما پایان خوش آن، هرچند رضایتبخش، بخشی از عمق فلسفی اثر را قربانی میکند.
علیرغم سادگی ظاهری، «کاراملو» سفری درونی به مرز میان بقا و بودن است؛ جایی که یک آشپز بیمار و سگی خیابانی معنای تازهای از زندگی را کشف میکنند.
فیلم تازه علی درخشنده با بازی درخشان رویا افشار، مخاطب را به دنیای پرالتهاب زنی میبرد که در میان تنهایی، ترس و توهم، مرز واقعیت را گم کرده است.