«غیبت موجه»؛ جسارت در مضمون، ضعف در ساختار
«غیبت موجه»؛ جسارت در مضمون، ضعف در ساختار

چهار سال توقیف و سانسور، غیبت موجه را از هدف اصلی‌اش که نقدی اجتماعی در بستر تعلیق است، دور کرده است. هرچند عباس رافعی با جسارت سراغ مسائل تلخ جامعه رفته، اما فیلمنامه‌ی پراکنده و خطاهای فنی، فیلم را به اثری کم‌رمق و ناهمگون بدل کرده‌اند.

تلخی پایانی، برگ برنده سریال «از یاد رفته»
تلخی پایانی، برگ برنده سریال «از یاد رفته»

تلخی پایانی از یاد رفته همان چیزی است که این ملودرام را از بسیاری از سریال‌های ایرانی متمایز می‌کند. نیک‌نژاد با جمع‌بندی حساب‌شده داستان و مشخص کردن سرنوشت شخصیت‌ها، داستانی پرتعلیق و عاطفی ارائه داده که تا آخر مخاطب را با خود همراه نگه می‌دارد.

کیارستمی مرا از پشت فرمان به دنیای سینما برد
کیارستمی مرا از پشت فرمان به دنیای سینما برد

در پی درگذشت همایون ارشادی، بازیگر شناخته‌شده سینمای ایران، به مرور یکی از خاطرات ماندگار او از روزی می‌پردازیم که عباس کیارستمی در پشت چراغ قرمز، مسیر زندگی‌اش را با پیشنهاد بازی در فیلم «طعم گیلاس» برای همیشه تغییر داد؛ فیلمی که بعدها راه او را تا «بادبادک‌باز» گشود.

وقتی «شفرونی» به موسیقی جهان مزه شوخی می‌دهد
وقتی «شفرونی» به موسیقی جهان مزه شوخی می‌دهد

در «شفرونی» همه‌چیز رنگ دارد؛ از غذاها تا صداها. موسیقی جهان در این برنامه نه‌فقط شنیده، که مزه‌دار می‌شود؛ با چاشنی شوخی، رنگ و کلی انرژی!

«غریزه»؛ وقتی عشق از پرده سینما می‌گذرد
«غریزه»؛ وقتی عشق از پرده سینما می‌گذرد

«غریزه» سفری است میان عشق و خیال؛ روایتی از دو نوجوان در دهه چهل که نگاهشان به سینما، پلی میان کودکی و بلوغ می‌سازد. سیاوش اسعدی در تازه‌ترین فیلمش، با چشمی عاشقانه به گذشته می‌نگرد و سینما را آینه احساس می‌کند.

«فرمانده جنگ»؛ حماسه‌ای بومی از هاوایی
«فرمانده جنگ»؛ حماسه‌ای بومی از هاوایی

جیسون موموآ در سریال تاریخی «فرمانده جنگ» (Chief of War) چهره‌ای تازه از فرهنگ و اسطوره‌های هاوایی را به تصویر می‌کشد. اثری که با تلفیق خشونت، ایمان و میراث بومی، تلاش می‌کند روایت سرزمینش را از نگاه مردم خود بازنویسی کند.

«استیو»؛ جاه‌طلبی بزرگ در مدیومی کوچک
«استیو»؛ جاه‌طلبی بزرگ در مدیومی کوچک

«استیو» تیم میلانتس روایت چندلایه‌ای را در یک روز دراماتیک فشرده می‌کند، اما این فشردگی باعث شخصیت‌پردازی سطحی و انسجام محدود فیلم شده است.

«خرگوش سیاه، خرگوش سفید»؛ تجربه‌ای میان آشوب و خلاقیت
«خرگوش سیاه، خرگوش سفید»؛ تجربه‌ای میان آشوب و خلاقیت

فیلمی پر از روایت‌های درهم، صحنه‌های خودارجاع و بازی‌های فرمی که در عین آشفتگی، جهانی تازه از تخیل و تأمل در ذات سینما خلق می‌کند.

«بامداد خمار»؛ وفاداری و نوآوری در اقتباس
«بامداد خمار»؛ وفاداری و نوآوری در اقتباس

چهار قسمت نخست «بامداد خمار» نشان می‌دهد نرگس آبیار راهی میان وفاداری و بازآفرینی را انتخاب کرده است؛ اقتباسی که با افزودن خرده‌روایت‌ها و چهره‌پردازی تازه از شخصیت‌ها، قصه‌ای کلاسیک را به زبانی تصویری و امروزی بازگو می‌کند.

«الیو»؛ زیبایی بصری در خدمت داستانی آشنا
«الیو»؛ زیبایی بصری در خدمت داستانی آشنا

«Elio» نه یک سقوط فاجعه‌بار برای پیکسار است و نه بازگشت باشکوه آن. یک کار متوسط رو به خوب که با کمی جسارت و خلاقیت بیشتر می‌توانست در کنار نام‌هایی مثل «Coco» و «WALL·E» بدرخشد. این‌جا پیکسار به ما یادآوری می‌کند که حتی بزرگ‌ترین‌ها هم گاهی به جای نوآوری، امن‌ترین مسیر را انتخاب می‌کنند.